حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
27
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
از قدرت و اختيارات بسيارى برخوردار شدند ، چنانكه در بعضى موارد ، خودسرانه عمل مىكردند و چندان توجهى به دستورات والى فارس يا مقامات بالاتر از خود نداشتند . « ابهكاره » ، مسافر فرانسوى ، كه بين سالهاى 5 - 1083 ق . / 74 - 1672 م . دوبار در طول ساحل خليج فارس سفر كرده ، اطلاعات بسيار خوبى را دربارهء نحوه عملكرد خوانين محلى و رؤساى قبايل در بنادر و جزاير خارگ ، « 1 » ريگ ، « 2 » بوشهر ، « 3 » خورزيارت ، « 4 » عسلويه ، « 5 » نخيلو ، « 6 » چارك ، « 7 » كنگ ، « 8 » لنگه « 9 » و بندر عباسى « 10 » ضبط كرده است . او كه مسير ساحلى بندر عباسى به بصره را دو بار طى كرده است ، در بخشى از سفرنامه خود درباره قدرت رؤساى قبايل محلى و اطاعت نكردن آنان از شاه صفوى مىنويسد : « بر سر راه رفتن از كنگ به بصره موانع بزرگى وجود داشت ، رؤساى قبايل عرب ساكن لنگه ، چارك ، چيرو ، نخيلو ، عسلو ، شيلو ، كنگان ، بردستان ، ريشهر ، بوشهر ، ريگ و خارگ ، همگى در جنگ داخلى با يكديگر بودند و بيش از هشت هزار كشتى تجهيز كرده بودند كه تمامى دريا را از خليج فارس تا بصره كنترل مىكردند . از اينرو ، راه دريا بسيار مخاطرهآميز بود ، زيرا اعراب زمانى كه ديگران را مىديدند به آنان امان نمىدادند . در سفر زمينى مجبور بودم از جاهايى كه نام بردم عبور كنم و اين نيز بسيار خطرناك بود . زيرا قبايل اين ناحيه قدرت شاه ايران را به تمسخر مىگرفتند و تنها قدرت شيخشان را به رسميت مىشناختند . » « 11 » ايام مسافرت او همزمان با دوران پادشاهى « شاه سليمان صفوى » 1106 - 1077 ق . / 1667 - 1695 م . است و نشان مىدهد كه ساختار ادارى و مالى بنادر و سواحل ، كارآمدى خود را به شدت از دست داده است و صفويان چندان نظارتى بر امور تجارت دريايى نداشتهاند . اين امر ، تأييدى بر ناكارآمدى سياست « نظارت مركزى » است كه پس از مرگ امام قلى خان در سواحل خليج فارس به اجرا درآمد . يكى ديگر از عوامل عمدهء زمينهساز افول بندر عباسى در نيمه دوم قرن يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى ، « تغيير بافت اجتماعى بندر عباسى و نواحى ساحلى ايران » است . در مطالعات و تحقيقات مرتبط با خليج فارس ، اين مسئله مهم و اساسى كمتر مورد توجه قرار گرفته است . در اين تحقيق براى نخستين بار براساس منابع موجود تاريخى ، نخست ، ابعاد گوناگون تغيير بافت اجتماعى بندر عباسى و نواحى ساحلى ايران و سپس تأثيرات منفى آن بر تداوم حيات اقتصادى اين بندر بررسى مىشود . بندر عباسى طى دورهاى كوتاه از يك روستاى گمنام به شهرى بزرگ و پرجمعيت تبديل شد . مهمترين وجه اين دگرگونى ، مهاجرت گروههاى بزرگ مردم به بندر عباسى و در واقع تغييرات وسيع در بافت اجتماعى آن است . پيترو دلاواله كه در ماههاى آغازين توسعه بندر عباسى در آن شهر حضور داشته است ، درباره مهاجرت گروههاى مختلف به آن مىنويسد : « گامرون سرزمينى وسيع و پرجمعيت در ساحل دريا كه با تغيير صاحب ، تغيير نام داده است . چون از زمانى كه شاه عباس آن را از دست پرتغالىها درآورده است بندر عباسى ناميده مىشود . مردمانى از مليتهاى مختلف از همه طرف در آن گرد آمدهاند ، بعضىها به طور عبورى ، بعضىها براى اقامت دايم و تقريبا همگى براى تجارت در اين جا جمع شدهاند و هر كس در انجام اعمال و مراسم و فرايض مذهبى خويش آزاد است . علاوه بر مسلمانان و انبوهى از يهوديان محلى ، تعداد زيادى از بتپرستان هندى و ساير فرقهها نيز در آنجا زندگى مىكنند . » « 12 » مهاجرت گسترده به بندر عباسى تركيب اجتماعى جديدى را ايجاد و به عبارت ديگر ، اين شهر را به يك بندرگاه چند مليتى تبديل كرد . تنوع جمعيتى بندر عباس ، موضوعى است كه نظر مسافران اروپايى عصر صفويه را هم به خود جلب كرده است . « يان اسميت » در سال 1039 ق . / 1629 م . درباره اين بندر مىنويسد : « فروشندگان با كالاهاى مختلف از اطراف و اكناف به اين بندر مىآيند تا اجناس خود را بفروشند و چون مسافران عازم هندوستان هم در اين جمع مىشوند ، هميشه جمعيت زيادى در اينجا مشاهده مىشود . » « 13 » سر توماس هربرت در سال 1039 ق . / 1629 م . ويژگى چند مليتى اين بندر را يكى از خصيصههاى آن دانسته است . « 14 » « ژوهان فن ماندلسلو » در سال 1048 ق . / 1638 م . درباره بندر عباسى مىنويسد : « ساكنان بندر گمرون ، ايرانى ، عرب و هندى هستند و همه آنان قادرند به زبان پرتغالى تكلم كنند . » « 15 » مهمترين گروه غير بومى مهاجر به بندر عباسى را « هنديان » تشكيل مىدادند كه در متون سفرنامهاى از آنان با عنوان « بانيان » ياد مىشود . « 16 » هنديان ساكن بندر عباسى ، يكى از قديمترين
--> ( 1 ) . The travels of The Abbe Carre in India and The Near east 1672 to 1674 , op . cit . p , 92 . ( 2 ) . Ibid . p , 93 . ( 3 ) . Ibid . p , 94 . ( 4 ) . Ibid . p , 94 . ( 5 ) . Ibid . p , 96 . ( 6 ) . Ibid . p , 96 - 103 . ( 7 ) . Ibid . p , 106 . ( 8 ) . Ibid . p , 107 , 114 . ( 9 ) . Ibid . p , 826 . ( 10 ) . Ibid . p , 802 - 816 . ( 11 ) . The travels of The Abbe Carre in India and The Near east 1672 to 1674 , op . cit . p , 824 . ( 12 ) . سفرنامه پيترو دلاواله ، پيشين ، ص 1225 . ( 13 ) . اولين سفراى ايران و هلند ، پيشين ، ص 69 . ( 14 ) . Herbert , travels . . . , op . cit . pp . 41 - 49 . ( 15 ) . The Voyages and travels of J . Albert de Mandelslo Rendred into En - lish by John Davies of Kidwellyelly , London , 1662 , p . 13 . ( 16 ) . Herbert , travels , op . cit . p . 48 ; Mandelslo , op . cit , p . 13 . .